|
!
|
|
یه سلام بهاری به همه ی دوستای بهاری خودم(چی گفتم به مولا راستی تا یادم نرفته بگم عید همتون مبارک دیدین سال ۸۷ هم رفت دیدین زمستون رفت دیدین سال ۸۸ اومد دیدین عیدی ها شروع شد دیدین.........(خو بابا نزنید دیگه نمیگم دیدین یه سال دیگه رفت وای چقدر عمر ما زود میگذره واقعا چه زود گذشت انگار همین دیروز بود اره انگار همین دیروز بود رفتم کیفو کفش گرفتم برا مدرسه اره میگفتم وقتی به روزای اخر سال میرسم حالم گرفته میشه البته الان وارد سال جدید شدیم سال تحویل امسال اصلا بهم خوش نگذشت چون تنها بودیم فقط من وبابام مامانمم حموم بود (نه که وسواسه ۴ساعت میره حموم امسال اصلا سفره ی ۷سین نداشتیم و منم با بابام قهر بودم موقع سال تحویل نمیدونم چرا یهو دلم گرفت و اشکم اومد بعد که تحویل شد اصلا حال نداد وبعد بابام اومد منو بوس کرد بابایی ـ ببخشید دختر گلم من ـ اه نکن بوووووس دوس ندارم بابایی ـ خوب حالا موقع سال تحویل خوب نیست ناراحت باشی من ـ خو حالا اخ فدای مهربونیات بابا جونم دیه تموم شد اینم از روز اول عید
تواین چند روز هم اتفاق خاصی نیوفتاده فقط اینکه ۱۱تومن عیدی جم کردم اها امروز داشتم با مامانم شوخی میکردم مثلا (شوخی های مسخره)که مامانم یهو یه سیلی زد بهم مامانم ـ بیشعور دستش هرزه! هی کرم میریزه من ـ مامان اینیو که زدی منم بهت میزنم بابا ـ خوب بسه دیگه کرماتو ریختی من ـ یکی زدم رو پای مامانمو بدو بدو در رفتم تو اتاق مامان ـ مگه دستم بهت نرسه تیر عجل خورده من ـ فقط جیغ میزدم مامانم تسلیم شد در برابر جیغ های من (جذبه رو حال کنید اخ اخ همون موقع هم دستشویی داشتم(شرمنده هر چی فکر کردم اسمه با ادبی شو یادم نیومد) دیگه منم از ترسش تا یه ۲ ساعتی بیرون نرفتم تایهو خواهرم زنگ زد (ای خدا خیرت بده هی ومنم بدو بدو رفتم دسشویی وبعد رفتم اب خوردم بعد دیدم مامانم نشسته سر جاش مثل اینکه اتش بس داده بود منم ترسم ریخت رفتم رو مبل نشستم دیگه تموم شد و شب با هم دوست شدیم اره دیگه اینم خاطراتم اخی خیالم راحت شد من رسما اعلام میکنم که حرفام ته کشیده
از همینجا هم به اقا امیر و مریم جون عروسیشونو تبریک میگم ایشالله به پای هم پیر شید خو دیه فکر کنم بس باشه ساعت ۳.۳۰ بابای پ.ن۱:میخوام آپ کنم ولی حسش نی پ.ن۲:خو خاطره ای هم برا آپ کردن ندارم دیه.
+
سه شنبه چهارم فروردین 1388- 2:24 - تیناجووووووووووووووووونی
|
سلام بچه ها جونی
چیطورین؟ خوبین؟ بچه ها جونی چی کارا میکنین ؟ خوبین دیگه فداتون شم من اومدم تا یه مدت ازتون خداحافظی کنم اخه میدونین مامی جون کارنامه ی بسیار زیبا ی بنده رو دیده ولی خوب بهتون سر میزنم نظراتونو چک میکنم نامردید اگه دیگه نیاید هاااااااااااااااااااااااااااا نزارید وبم گردو خاک بگیره هاااااااااااااااااااااااا این وبو به شما سپردم مراقبش باشین تا قبل از عیدهم شاید یه اپی کنم بچه ها خیلی دوستون دارم تهنام نزارید هاااااااااااااااااااااااااااااااااا برای این اپم هم نتونستم کسیو خبرکنم چون زمان محدود هر لحظه ممکنه مای با ملاقه بزنه تو کلم فعلا باااااااااااااااااای بوس بوس فداااااااااااااای همتون
+
دوشنبه هفتم بهمن 1387- 20:31 - تیناجووووووووووووووووونی
|
سلامممممممممممممم بچه ها جونی من ادرس وبلاگمو عوض کردم به دلیل اینکه داداشم ادرس وبلاگو برداشته بود
حالا هم از این به بعد توی این مینویسم هرکس دوست داشت تشریف بیاره با تبادل لینک هم موافقم هنوزم مطلب نذاشتم ولی خوب میزارم بیاید هااااااااااااا منتظرتونم فدای همتون دوستتون دارم بوس بوس
منتظرم نذارید ها توی پیوندهای روزانه ام گذاشتمش بابای
+
جمعه چهارم بهمن 1387- 18:40 - تیناجووووووووووووووووونی
|
سلام بچه ها جونی
چطور مطوری من کاری باهاتون ندارم فقط اومدم یه چی یاد اوری کنمو برم ترسیدم نه که یادتون بره و اونم اینه تبلدممممممممممممممممممم نزدیکه کادو یادتون نره ۱۹ دی فیلنی
+
سه شنبه بیست و ششم آذر 1387- 18:11 - تیناجووووووووووووووووونی
|
سلام سلام
دس دس دس
همه بیاید وسط با هم برقصیم علوس دومادوببوس یالا یالا یالا ا ببخشید اشتب خوندم مورد منکراتی شد بچه ها این منم یه وخت منو اشتباه نگیرین با علوس خانوم تبلد تبلد تبلدت مبارک بیا شمع ها رو فوت کن تا صد سال زنده باشی اینم کیکشه
خوب دیگه من باید برم الهه جون تولدت مبارک خوشمل خانوم اینم یه عالمه بوس برای بهترین دوست
بابای خوشملا
+
شنبه شانزدهم آذر 1387- 15:34 - تیناجووووووووووووووووونی
|
بچه ها امروز تفلده یکی از بچه هاست(پهلون جون)یعنی امروز که نه یکشنبه بود حالا دس دس دس بعدش رقص رقص رقص هوراااااااااااااااااااااا حالا ۱ ۲ ۳ همه بی خیال غصه اااااااااااا بقیشو یادم رف خو اشکال نداره حالا نوبت کیکه تولدتولد تولدت مبارک بیا شماروفوت کن تا ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰سال زنده باشی
هووو هووو دس دس دس دستاهمه بالا برقصید همه یالا شلههههههههههه شاباش شاباش پنج هزاری به پام خودیه مجلس تموم شد پاشید برید کادوهاتونم برا خودتون ماکه راضی به زحمت شما نیستیم خوب دیگه پهلوون جون تولدت مبارک ۱۰۰سال به این سال ها فهلا بابای خوشگلا
+
سه شنبه دوازدهم آذر 1387- 13:24 - تیناجووووووووووووووووونی
|
سلام بچه ها جونم
چطورین؟خوفین؟من اومدم یه چی بگمو زود برم دوست جونام من دیگه این وبلاگو اپ نمیکنم چون درسام میمونه اخه نه که منم درسخون خو دیه همین تموم شد ولی حالا شاید یه موقعی وقت کردم اپ کنم فیلا
+
سه شنبه بیست و یکم آبان 1387- 12:40 - تیناجووووووووووووووووونی
|
سیلومممممممممممممممم بچه ها
من میخوام مدته اب کردنمو تمدید کنم تو روخداببخشیدا
فیلا
+
یکشنبه پنجم آبان 1387- 15:48 - تیناجووووووووووووووووونی
|
به زودی اپ میکنم فیلا حال و حوصله ندارم
فیلا
+
شنبه چهارم آبان 1387- 17:45 - تیناجووووووووووووووووونی
حذفیده شد
+
پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387- 23:32 - تیناجووووووووووووووووونی
|
|
me |